تبليغاتX
!!!!!!!!!!!!ورود ممنوع!
نمی دانم چه بنویسم ؟
 

 سلام بر تمام دوستان من با کمی تاخیر به وبم سر زدم پوزش

 این شاخه گل واین لبخند را به تمامی شما دوستان عزیم هدیه می کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 8:16  توسط شبنم  | 

 

 سلام بر تمام دوستان من با کمی تاخیر به وبم سر زدم پوزش

 این شاخه گل واین لبخند را به تمامی شما دوستان عزیم هدیه می کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 8:16  توسط شبنم  | 

سلام بر همه دوستان عزیزم

دوستانی که با نوشتن چند خط من را شاد کردن

من واقعا خوشحالم که امسال تونستم که دوستانی پیدا کنم که نوشتن انها به من کمک کرد .

واقعا از اعماق وجودم دعا می کنم که سال ۸۶ سال خوبی برای همه شما باشه . اما همه ما باید مد نظر داشته باشیم که باید خدا رو هیچوقت فراموش نکنیم چون همیشه اونه که می تونه به ما کمک کنه

ای خدا ازت می خوام که سال ۸۶ رو برای همه سالی پر از شادی و برکت قرار بدی ای خدا دست اخری هم به من بنده حقیرت ی نگاهی بکن . 

یا رب العالمین

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 15:22  توسط شبنم  | 

 امروز آخرین روز چهار شنبه  سال است سالی که برای خیلی از ادم ها خوب بود و برای خیلی ها بد .

سال ۸۵ هرچی که داشت دیگه آخرین روزهایش را داره تموم می کنه و سال ۸۶ کم کم داره می یاد .

توی سال ۸۵ ممکنه کارهای کرده باشیم که خیلی برای خودمون نا خوشایند باشه و از کرده خودمون پشیمون باشیم . من خودم همین طورم . بهتره کارهای که در سال ۸۵ انجام دادیم فکر کنیم !!!!۱

و سال ۸۶ را طوری آغاز کنیم که در سال ۸۵ نبودیم و از کرده کارهای خودمون در آخر ۸۶ را ضی باشیم .

این گلهارا تقدیم می کنم به تمام دوستان و عزیزانی که در گوشه نقاط ایران پهناور زندگی می کنند .

پیشا پیش فرا رسیدن عید نوروز را به همه دوستان تبریک می گویم و سالی پر از موفقیت برای همه آرزومندم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 14:34  توسط شبنم  | 

خدایا !

  همه ی شادی هابی یاد تو غرور است . و همه ی غم ها با یاد تو سرور . آن که شورمند و سرمست نیست ، ملول زندگی ست. دلی که آشنای تو نیست ، بیدار نیست .  دل عاشق،واحه ای ست همیشه بهار . انس با خدا را خلوت باید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 14:23  توسط شبنم  | 

 

تورو به خدا بگین من چه کار کنم ؟

ادم گاهی اوقات دلش می گیره نمی دونم چه کار کنم ؟

من دارم می پوسم چرا ؟ نمی دونم فکر می کنم که دنیا داره به آخرش می رسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 18:26  توسط شبنم  | 

 

 

نامه ای به سوی خدا

 

سلام ای خدای بزرگم  ای خدای که همه وجود من از توست خدای که وقتی هیچکس با من نیست تو بامنی . اون خدایی که وقتی من احساس تنهای می کنم به کم آرامش میده اون خدایی که قبل از من بوده و بعد از من هم هست اون خدایی که مال همه انسانهاست .

ای خدا تو همیشه بامن بودی و خواهی بود

تو تنها کسی هستی که بعد از مرگ با ما خواهی بود اون موقعی همه مارو تنها می ذارن و میر ن تو می مونی برامون .

چرا ما به تو که خدامونی فقط موقع تنگدستی وبیچارگی هامون می یام پیشت ؟ من خودم همین طوریم ؟

ای خدا  نام تو واقعا آرامش دهنده است تو خدای منی ؟

ای خدا چرا تا آدم بچه است با تو بیشتره ؟

ای خدا من بنده تو هستم نه بنده ابلیس .

ای خدا ی کمکی به من بکن اون چیزی که می خوام بهم بده

من نمیگم که تو هیچی به من ندادیچرا همه چیز دادی اما ازت دوباره می خوام بهم ی چیزدیگرو بدی.

  

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 10:27  توسط شبنم  | 

 

پسر بچه ای وارد یک بستی فروشی شد و پشت میزی نشست پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد پسر بچه پرسیدیک بستنی میوه ای چند است؟  پیشخدمت پاسخ داد ۵۰ سنت پسر بچه دستش را در جیبش فرو بد و شروع کرد به شمردن بعد پرسیدیک بستنی ساده چند است در همین حال تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد ۳۵ سنت پسر دوباره سکه ها یش را شمرد و گفت « لطفا یک بستنی ساده » پیشخدمت بستنی را آورد وبه دنبال کار خود رفت پسرک بعد از خوردن بستنی پول را به صندوق داد و رفت وقتی پیشخدمت بازگشت از آنچه دید حیرت کر دآنجا در کنار ظرف خالی بستنی ۲ سکه ۵ سنتی و۵ سکه ۱ سنتی گذاشته بود برای انعام پیشخدمت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 13:22  توسط شبنم  | 

 

عاشقان عیدتان مبارک

عید سعید غدیر خم را بر همه دوستان ۳۶۰ م تبریک میگم وامیدوارم شاد وخرم باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 11:40  توسط شبنم  | 

 

روزهای برفی همه شما بخیر

روزهای سرد زمستانی تون هم بخیر امیدوارم حال همگی شما خوب باشه و شاد خرم

بابا زمستان سرد شما ها چرا سرد شدین اصلا به این کلبه ما سری نمی زنین نترسین  چای داغ توی خونه ما همیشه هست واله راست می گم

خوب بگذریم ؟

الان پیست اسکی دیزین آبعلی و جاهای دیگه حسابی مزه داره من که می خوام برم ! !

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 7:11  توسط شبنم  |